ميرزا ابراهيم
34
سفرنامه استرآباد و مازندران و گيلان و . . . ( فارسى )
طرف راست [ راه ] ، بالاى بلندى واقع است . پهلويش راهى دارد [ كه ] سربالائى است [ و ] مىآيد داخل رادكان مىشود . [ دهكدهء رادكان ] كدخدايش آقا محمد رضا پسر آقا رحيم [ است ] . حاصلشان گندم و جو [ و ] ميوهجات از قبيل زردآلو و آلوچه و انار و به و گلابى و توت با ساير ميوه [ ها ] دارند . به قرار شصت و پنج خانهوارند و مسجد و تكيهء خوبى دارد كه از بناهاى بديع الزمان ميرزاى صاحب اختيار پسر محمد قلى ميرزاى ملك آراء [ حاكم ] سابق مازندران است . حمام هم دارد . زياد جاى باصفا است ، ليكن ساس بسيار دارد كه به تعريف راست نمىآيد . يا بايد در صحرا خوابيد و يا اينكه تا صبح چراغ بايد روشن نمود . كوه شمال مشكزار ، جنوب زرشكخوانى ، بين شرقى و جنوب دياريان ، شرقى زرشكچال [ و ] غربيه خاكستردله [ است . از رادكان ] هشت فرسخ به استراباد ، چهار فرسخ به كردمحله ، پنج فرسخ به قريهء جز [ و ] يك فرسخ به باركلا است . [ راه رادكان به جز ] از بابت راه از رادكان كه پنج فرسخ به جز است اول سربالائى و گل [ و ] خرابه [ و ] جنگل است . هرگاه بيست سى قدم از درختهاى دورهء راه را ببرند كه آفتاب به زمين بيافتد ، آن وقت ايام زمستان گل خواهد شد و حالا دايم الاوقات گل دارد . و چهار فرسخ سرازير [ است كه ] به هزار مشقت و زحمت از گل و سنگ و كتله درآمده وارد به قريهء جز مىشود كه سواره آمدن از اين راه زياد بد مىگذرد [ و ] بايد پياده آمد .